در خدمت و خیانت دسته بندی - بخش اول دسته بندی پدیده های طیفی
ما برای فهم و انتقال مفاهیم ناچاریم همه چیز را دستهبندی کنیم، از جمله آدمها را. پس دستههایی از آدمها در ذهن ما شکل میگیرند و برچسبی میخورند، و بعد از آن دیگر تمام اعضای آن دسته به حق یا با اجحاف با آن برچسب شناخته میشوند*. این اما سادهسازی طبیعتِ پیچیده است. ما داریم با این کار از پیچیدگیِ دنیا میکاهیم. نخستین خیانتِ دستهبندی دانهدرشت خرد کردنِ دنیاست. ما با دستهبندی جمع بزرگی را که بر یک طیف سوارند در دو-سه دستهی محدود میچپانیم و اغلب از تفاوتهای دروندستهای غافل میمانیم. فرض کنید اعداد یک تا صد را به سه دسته تقسیم کنیم، به هر عددی بین ۱ تا ۳۳ بگوییم ۱۶، به هرکدام بین ۳۴ تا ۶۶ بگوییم ۵۰ و به هرکدام بین ۶۷ تا ۱۰۰ بگوییم ۸۳! (شکل زیر را ببینید) یا مثلاً پیوستار نامحدود رنگهای رنگینکمان را به شش رنگِ جعبهی کوچک مدادرنگی خلاصه کنیم. این برای حرف زدن از دنیا نه تنها اشکالی ندارد بلکه ضروریست. ما مجبوریم ادراک نامحدودمان از دنیا را در ظرف کلمات محدود بریزیم تا بتوانیم به دیگری تحویلش دهیم. اشکال آنجاست که کلمات میشوند همهچیزمان. آنجا که این دستهبندی و سادهسازی را ب...